تبليغاتX
دفتر مشق
 

تو حالا  از من دور می شوی....

 

تا مشق جدایی را به من یاد دهی!!

 

تو نه معلم خوبی هستی...

 

 نه معشوق خوبی!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت توسط مسیحا |

 

امروز چندمه؟ چه سالی؟ چند سالمه؟امروز با خودم فکر میکردم:

 یه سال دیگه اینکارو میکنم سه سال دیگه اینجوری ده سال بدش به اینجا میرسم بیست سال دیگه سی سال دیگه... اه... خدا چقد عمر کوتاهه هیچوقت باورم نمیشد اینقدر عمر آدم سریع بگذره.چقدر فرصت دارم؟ نمیدونم یه سال دیگه بیشتر کمتر؟قبلا نمیدونست دقیقا میخوام تو دنیا چیکار کنم حالا که فهمیدم میبینم اصلا وقتشم ندارم.نمیشه گفت اصلا وقتشم نیست ولی هیچ آدم عاقلی نمیگه میشه تو این عمر کوتاه تمام زیباییهای این دنیا رو چشید.آدم بدبینی هم نیستم که فقط دنیا رو لجن ببینم.گاهی وقتا نگا به آسمونم میکنم.میبینم دنیا جای جالبیه.بلاخره زیبایی های هم واسه خودش داره کوه جنگل شمال هاوایی جزایر لانگرهاوس همکلاسی.همه اینهاست که دنیارو جایی برای لذت بردن می کنه.شعر:

تنگ چشمان نظر به میوه کنند

ما در آثار صنع حیرانیم

بعضی وقتا فکر میکنم اون دنیا هم به زیبایی این دنیا میتونه باشه؟شاید احمقانه به نظر بیاد ولی بهش اعتقاد دارم.بعضی چیزا رو آدم میبینه میگه مگه میشه زیبا تر از این باشه؟در هر حال نمیشه فرصتو از دست داد.

پ.ن۱

دعا:

 دنیا خوبه اما اگه میشه وقتشو بیشتر کنین

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت توسط مسیحا |

 

دلم برای تو دلتنگ بوده و هست

اگر چه قلب تو از سنگ بوده و هست

همیشه در دلم این سوال باقی بود

چرا نگاه تو بیرنگ بوده و هست

برای کشتن من یک نگاه هم کافی است

بیا که در سرم این جنگ بوده و هست

برای دوری ما آسمان و زمین

همیشه یک نفس همرنگ بوده و هست

اگر چه دورم از تو پر از شرمساریم

همیشه در دلم این ننگ بوده و هست

هنوز منتظرم یک انتظار طولانی

بیا که نگاهم به زنگ بوده و هست

 

پ۱:

این شعر از اینجانب میباشد

پ۲:

در بیت آخر ایهام وجود دارد معلوم نیست این زنگ خانه است یا زنگ موبایل

پ۳:

از اساتید ادبیات خواهش میکنم نقد کنند.

پ۴:

من شاعر نیستم فقط گاهی تفننی میکشم

+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت توسط مسیحا |

Good words anoint a man , ill words kill a man.

 

کلمات خوب انسان را تقدیس می کنند ، کلمات بد  انسان را می کشند.

 

                                                                         جان فلوریو

سلام!

سلام سلامتی میاره. ما این جمله را زیاد شنیده ایم.شاید روزانه دهها بار سلام کنیم. ولی شاید یکی از زیباترین کلمه هایی که داریم همین باشد. چرا ما میگوییم سلام ؟ در همه فرهنگها این وجود دارد.تا حالا فکر کرده ایید. که این چه معنی دارد؟

سلام پیام آور صلح و دوستی است.اگر از جایی یا کس غریبه ایی می ترسیدید سلام کنید.

کلمات خوب، ساده و  کم خرج هستند.

انتخاب یک کلمه خوب زیاد سخت نیست .چه زندگی هایی که با یک کلمه زیبا به هم پیوند خورده است. و چه زندگی هایی که با یک کلمه اشتباه از هم می پاشد.

کلمات خوب، ساده و  کم خرج هستند.

 گاهی ما این را از یاد می بریم که یک جمله بد چقدر عذاب آور می تواند باشد یک کلمه طعنه آمیز، یک جمله با ریشخند، یک کلمه یی که در باطن بوی نفرت می دهد.

بوی طعن بوی حرص و بوی آز

 در سخن گفتن بیاید چون پیاز

کلمات خوب ساده اند گاهی هم پیش پا افتاده وقتی شما یه کسی لطفی می کنید وقتی بعد می شنوید متشکرم ممکن است لذت ببرید. یا حتی وقتی می گویید از ملاقات شما خوش حالم. و یا وقتی می گویید دلم برای شما تنگ شده و یا هر جمله دیگر.

به نظر من زمانی زیبایی کلمات ساده و پیش پافتاده ولی در عین حال زیبا بیشتر مشخص میشود که شما یک دوستی را برای مدتی طولانی ندیده باشید حتما حس کرده اید که کلمات جذاب تر ادا می شوند و عمیق تر تاثیر می گذارند.آنجا ست که چقدر دوست دارید همین کلملت ساده را بشنوید.چه اشکال دارد که ما هر از گاهی دوستیهایمان را تازه کنیم.تا از تکراری و روزمرگی و رخوت بیرون بیاییم.زیبایی و هیجان را به زندگیمان بازگردانیم.

 

دوستت دارم را آخرین بار که گفته ایید؟ و کی شنیده ایید؟ هر کسی زیبایی هایی دارد که ارزش دوست داشتن دارد.چه اشکال دارد به دوستمان، خانواده همسر فرزند هر از گاهی بگوییم.گاهی همین ممکن است معجزه کند.

کسانی هستند که در تمام زندگیشان حتی یک بار هم عمیقا و حتی به ظاهر چنین نگفته اند.

اگر ما کمی در انتخاب کلملت بیشتر دقت کنیم بسیار از مشکلات ما حل می شود.کلمات تکراریند ولی ممکن است صدها معنی پشت آن نهفته باشد که ما خوب آنها را می فهمیم.و اگر بد یا بیجا ادا شوند ممکن است سو تفاهم های فراوانی بوجود آورند.سلام یک کلمه است ولی ممکن است به صدها صوت ادا شود و صدها معنی داشته باشد.

بنابراین واژها همیشه دو صورت دارند یکی صورت ظاهری و یکی باطنی. برای یک ارتباط سالم هر دو صورت نیاز است. اگر کسی را واقعا دوست دارید به او بگویید.

پس واژها و جملات زیبا را از یاد نبریم!

 

پ :

 

سلام!

دلم برای اینجا و برای شما تنگ شده بود!

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت توسط مسیحا |

 

داشتم فکر میکرد برای امروز چی بنویسم مطلبی به ذهنم نرسید.ولی در آینده سعی میکنم روند مطالب وبلاگ رو تغییر بدم هم در تعداد مخاطبین وکلا در وبلاگ مطالب خودم هر چی...

در انتها دوست دارم جمله قصار معروف خودم رو براتون بگم شاید بدردتون بخوره.

پیشرفت و موفقیت در شرایط سخت ارزش داره و همچنین لذت بخشه وگرنه پیشرفت در ناز و نعمت نه ارزش داره نه لذت.

درود بر شما

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت توسط مسیحا |

 

 the norooz's breath of the wind is coming from frind's ally
if you want to aid from this wind you have to turn on your hurt light

سال نو مبارک

سلام به دوستان

متسفانه به دلیل مشکلاتی نتونستم مدتی وبلاگم رو بروز کنم طبق قراری که گذاشتم هر هفته پنجشنه ها این کار رو خواهم کرد.از حالا به بعد اگر اتفاق خاصی نیفته سیلی زلزله ایی طوفانی طرح هدفمند شدن یارانه هایی اتفاق نیفته بر عهد خودم وفادار خواهم ماند.

 پ.ن مهم

متاسفانه می بینم دو تا از وبلاگی های عزیز وبلاگشون طبق دستور مقامات محترم قضایی فیلتر شده "تنگ بلور و خواب در بیداری" اگر کسی از این دوستان اطلاعی داره هر چه سریعتر به دفتر روابط عمومی این وبلاگ اطلاع بده

مدیر وبسایت مسیح من:

حامد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت توسط مسیحا |

 

با تمام این احوال دوستت دارم

با تمام خوبی ها و بدی ها

تو درختی هستی که ریشه داری در قلب  آغازها و سرانجامها

تو بیدی نیستی که با این بادها بلرزی

تو استوارتر از آنی که در گفتن آید

 

چه تو نه مال بیگانه زیرکی و نه از دوست نادان

 

 

قلب ما از عشق تو لرزید

تا نه از بیگانه هراسی داشته باشد و نه از دوست

 

تا دماوند ایستاده است ما هم ایستاده ایم

 

تو مال مایی                                                                   

تو مال قلبهای ساکنین این سرزمینی

صدای نیایش تاریخ هنوزاز آتشکدهای زرتشت می آید

و صدای یاهوی درویش از میان خانقاه  

و ریشه های تو از آن نیرو میگیرد

و خونهایی که پای تو ریخته شد

و رنجهایی که برای تو کشیده شد

با تمام این احوال است که دوستت داریم

ما دوباره رنج خواهیم کشید

و دوباره جان فدا خواهیم کرد

و دوباره تو را خواهیم ساخت

...

 

                   

                         

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت توسط مسیحا |